چگونه به خاطر بسپاريم؟
براي خوب به خاطر سپردن مطالب، برخلاف آنچه رايج است، احتياجي نيست كه بنشينيم و بارها مطلب را از سر تا ته خوانده و بارها آن را مورد مطالعه قرار دهيم. مرورهايي كه بدون فاصله زماني انجام گيرد، مطالب را به حافظه كوتاه ميسپارد و گاه مقدار بسيار جزئي از آن در حافظه درازمدت جايگزين ميگردد. بههمين علت است كه قسمت عمده آموختهها، هر چند مطالب خوب فرا گرفته شده باشد، پس از مدت كوتاهي به فراموشي سپرده ميشود.
تحقيقات نشان داده كه ظرفيت حافظه افراد مختلف، نسبتاً با يكديگر مساوي است و بهجز عده معدودي كه از حافظههاي بسيار قوي برخوردارند افراد ديگر از اين نظر در يك سطح هستند. اگر شما نيز از حافظه خود شكايت داريد، بدانيد كه حافظه شما مقصر نيست، بلكه اين شما هستيد كه راه استفاده درست آنرا ياد نگرفتهايد. براي خوب به خاطر سپردن مطالب، برخلاف آنچه رايج است، احتياجي نيست كه بنشينيم و بارها مطلب را از سر تا ته خوانده و بارها آنرا مورد مطالعه قرار دهيم. مرورهائي كه بدون فاصله زماني انجام گيرد، مطالب را به حافظه كوتاه ميسپارد و گاه مقدار بسيار جزئي از آن در حافظه درازمدت جايگزين ميگردد. بههمين علت است كه قسمت عمده آموختهها، هر چند مطالب خوب فرا گرفته شده باشد، پس از مدت كوتاهي به فراموشي سپرده ميشود.
رعايت نكات زير شما را در به ياد سپردن مطالب كمك خواهد كرد:
۱. براي به خاطر سپردن هر موضوعي بايد به آن ”علاقه“ داشت. هرگاه نسبت به موضوعي علاقه شديد داريد آن موضوع را بسيار قويتر و بيشتر از موضوعات ديگر به خاطر ميآوريد. از سوي ديگر فراگرفتن هر چيزيكه علاقهاي به آن ندارد دشوار است و دشوارتر از آن، اين است كه بخواهيد اين آموختهها را براي مدتي دراز، در حافظه خود نگهداريد.
گاهي علت بيعلاقگي، آشنا نبودن به موضوع و عدم سابقه ذهني است. اگر به برخي از دوستانتان كه اكنون از ياران صميمي شما هستند، فكر كنيد، به خاطر ميآوريد كه در برخوردهاي اوليه چه اثري روي شما داشتهاند. برخي از آنها ممكن است در برخوردهاي اول جالب بهنظر نميرسيدند ولي وقتي آگاهي و اطلاعات شما نسبت به آنها بيشتر شد، آنها از بهترين دوستان شما شدند. شايد علت بيعلاقگي شما نسبت به يك موضوع خاص هم عدم آگاهي شما از محاسن آن باشد. اگر اينطور است، بايد بدانيد كه:
دانش در انسان علاقه ايجاد ميكند، همچنين علاقه، انسان را به سمت دانش بيشتر رهنمون ميسازد. دانش بيشتر در انسان علاقه بيشتر هم ايجاد ميكند.
۲. براي به خاطر سپردن هر چيز بايد آنرا بياموزيم و براي آموختن آن بايد در آن ”دقت“كنيم. خواندن و آموختن هر چيز، بيش از نگاه كردن به كلمات آن است. خواندن به تفكر و فهميدن نياز دارد. وقتيكه دقت شما در تسخير انديشههاي پنهان و گريزان است، آموختن امكان ندارد. شايد شما هم تجربه كرده باشيد كه در حال خواندن كتابي انديشهاي نامربوط ذهن شما را بهخود مشغول ميكند و در حاليكه چشمهاي شما كماكان روي كلمات به پيش ميروند، ناگهان بهخود ميآئيد و ميبينيد كه دو سه صفحه را همراه با امواج كلمات و بدون كمترين انديشه و تفكري پيش رفتهايد.
بيتوجهي و كمدقتي غالباً ناشي از بيعلاقگي است. علاقه نبايد ساختگي و از روي اجبار باشد زيرا در اينصورت ديگر علاقه نخواهد بود. و اگر اين كمدقتي در اثر عواملي مثل صداهاي اضافي، رفت و آمد ديگران و... باشد در اينصورت محيطي را انتخاب كنيد كه از نور و هواي خوب برخوردار باشد. نور كم باعث خستگي و كسالت شما خواهد شد.
۳. براي به خاطر سپردن هر چيز بايد آنچيز معنيدار باشد. در يك آزمايش، فهرستي شامل ۱۰ لغت را به دانشجوئي دادند و از او خواستند كه سعي كند با آنها يك داستان كوچك بسازد. زمانيكه طول كشيد تا دانشجو فهرست را مطالعه و داستان بسازد ثبت گرديد. فهرست مذكور به دانشجوي ديگري داده شد و از او خواسته شد در همان مدتي كه دانشجوي اول لغتها را به خاطر سپرده بود، او نيز لغتها را در حافظه خود جاي دهد، ولي از او خواسته نشد كه با آن لغتها داستان بسازد. اين عمل با ۲۴ دانشجو تكرار شد كه نصف آنها داستان ساختند و نصف ديگر تنها فهرست را به خاطر سپردند. سپس به هر گروه اجازه داده شد كه به اولين لغت هر فهرست نگاه كند و بقيه لغتهاي آن فهرست را به خاطر بياورد. وقتي دانشجويان بلافاصله بعد از مطالعه فهرست، امتحان شدند همه قادر بودند تمام لغات را در هر فهرست به خاطر بياورند. اما وقتي مدت زماني بعد از امتحان اول، دوباره امتحان شدند تفاوت زيادي بين دو گروه وجود داشت. دانشجوياني كه با لغتها داستان ساخته بودند، تقريباً تمام لغتها را به خاطر داشتند در حاليكه دانشجويان گروه ديگر بيشتر لغتها را فراموش كرده بودند. در حقيقت دانشجوياني كه با لغتها داستان ساخته بودند ۶ تا ۷ برابر دانشجويان گروه دوم، لغتها را به خاطر داشتند. دانشجوياني كه از داستان در به خاطر سپردن فهرست استفاده كردهاند در حقيقت نوعي زمينه در ذهن خود بهوجود آوردهاند كه براي آنها داراي ”معني“ بوده است. وقتيكه دانشجويان از كلمات داستاني ميسازند، هر قسمت از داستان كه شامل يك يا چند لغت از آن فهرست است، بهصورت تصوير ذهني در حافظه او ذخيره ميشود، كه اين قسمتها در مجموع به يكديگر مربوط بوده و كل داستان را ميسازد. وقتي در هنگام بازيابي، لغت اول فهرست به دانشجو داده ميشود، زمينه اصلي داستان به خاطر ميآيد و لغتها را به ياد ميآورد.
۴. ثبت انديشهها و مفاهيم و حوادث بهوسيله ”طبقهبندي“ آسانتر ميشود. اين فن بسيار معمول بوده و رايج است.
طبقهبندي ”ردهبندي“ از يك طرف عبارت از گروهبندي دادههاي مشابه، و از طرف ديگر مربوط كردن اين دادهها به يك گروه كليتر است. طبقهبندي معمولاً به دو شكل صورت ميگيرد: طبقهبندي طبيعي و طبقهبندي مصنوعي
طبقهبندي طبيعي همان روشي است كه در درسهائي مثل زيست و جغرافيا و... استفاده ميكنيم. مثلاً وقتي موجود زندهاي را با توجه به ويژگيهاي مشترك با موجودات ديگر در يك گروه قرار ميدهيم، اين يك نوع طبقهبندي طبيعي است. در حاليكه نظام الفبائي كه در تنظيم فرهنگها، دايرهٔالمعارفها، فهرست كتابهاي يك نويسنده و... بهكار ميرود، نمونههائي از طبقهبندي مصنوعي است.
فن طبقهبندي توسط معلم در كلاس فراوان استفاده ميشود. تجربه كردهايد معلماني كه مطالب درسي را سازمانيافته و بهصورت طبقهبندي در پاي تخته ارائه ميدهند، بهتر به ذهن شما سپرده ميشود.
حال اگر اين طبقهبندي بهوسيله خودتان صورت گيرد، داراي اثرات بيشتري خواهد بود. بهوسيله طبقهبندي يا سازمان دادن ”سد حافظه“ شكسته ميشود و مطالب بهصورت دستههاي به يادماندني آموخته ميشوند. اين دستههاي كوچك با دستههاي كوچك ديگر به هم گره خورده، دستههاي بزرگتري را تشكيل ميدهند. بنابراين تلاش كنيد كه موضوع را برحسب بخشهاي طبيعي آن، ”اگر داشته باشد“ جدا كنيد و اگر ندارد از يك طبقهبندي مصنوعي مانند: الفبائي كردن، شمارهگذاري و يا هر روش آسانتري، براي جدا كردن موضوع استفاده كنيد.
به هنگام طبقهبندي مطالب چنانچه اجزاء و رئوس مطالب آنقدر زياد باشد كه بهطور افقي در صفحه جا نگيرد، ميتوان خطوط شاخهها را از بالا به پائين رسم كرد. ميتوان فواصل را طوري تنظيم كرد كه جا براي ذكر مشخصات و خاصههاي هر طبقه باشد.
طبقهبندي و خلاصهاي كه توام با شكل و تصوير جزئيات مهم باشد، بهتر در ذهن ميماند. در هنگام چنين خلاصههائي بهعلت مراجعه مكرر به متن براي نوشتن كلمات و عبارات اساسي به خاطر تكرار زياد كه در عين حال توام با تفريح نقاشي است و چشم نيز همه چيز را ميبيند و تجسم آن در مغز آسان ميگردد، مطالب را خيلي خوب و عمقي فرا گرفته و به خاطر ميسپاريم.
۵. روشي ديگر براي به خاطر سپردن، ”قرينه دادن“ است. اين عمل بهوسيله همراه كردن يك محرك ديگر با محرك اصلي صورت ميگيرد و اثر آن هنگامي ظاهر ميشود كه محرك ضميمه در لحظه ذخيره شدن مطالب اصلي، در حافظه درازمدت به همراه آن بيايد. وجود محرك ضميمه بهصورت يك تداعي باعث ميشود كه مطالب اصلي بهراحتي به خاطر آيند. بدين ترتيب كه محرك ضميمه بهصورت قرينهاي عمل مينمايد و وقتي آنرا به ياد گيرنده عرضه كرديم، مطلب اصلي را به خاطر ميآورد. مثلاً اگر بخواهيم كسي مفهوم ”اسكان“ را به خاطر بسپارد، ميتوانيم با دادن قرينه ”نعلبكي“ به او كمك كنيم كه استكان را در ذهن خود بازيابي كند.
۶. اين نكته را بايد مدنظر داشت، مطالبي كه در آغاز و در پايان زمان مطالعه ميخوانيم بهتر در حافظه ميمانند و مطالبي كه در ميان قرار دارند، احتمال فراموش كردنشان بيشتر است. به همين خاطر قرار گرفتن بخشهاي مياني يك تكليف، به تمرين زيادتري نياز دارد. بنابراين مدت زمان مطالعه نبايد بهحدي باشد كه مطالب زيادي در بين شروع و انتهاي آن قرار گيرند. بهترين زمان مطالعه، ۵۰ دقيقه و ۱۰ دقيقه استراحت است (البته اين مدت زمان قطعي نيست و شما ميتوانيد با دقت در كارائي خود در مطالعه، زمان مطالعه مفيد را براي خود بهدست آوريد). مطالعه براي مدت زمان طولاني و مستمر نه تنها سبب يادگيري بيشتر شما نميشود، بلكه بهعلت خستگي، از كارائيتان نيز كم ميكند. مدت زمان استراحت به مغز شما فرصت ميدهد تا علاوه بر تجديد قوا، مطالب خوانده شده را نيز دستهبندي كرده و آنها را براي استفاده بعدي طبقهبندي كنيد. دقت كنيد در اين زمان تنها بايد استراحت كنيد. مرور كردن مطالب و حتي فكر كردن به آنچه كه مطالعه كردهايد نيز سبب خستگي شما ميشود.
ذكر اين نكته هم ضروري است كه زمان فاصله دادن بين تمرين يك موضوع خاص بستگي به ماهيت آن موضوع و علاقه شما دارد. هر چه مطلب بامعنيتر و جالبتر باشد، تمرين با فاصله كمتر بهكار ميآيد. ليكن بايد گفت مفيدترين راه براي تكاليف حفظي، تمرين با فاصله است.
۷. مطالعات نشان ميدهد كه ايجاد ”تداعيهاي ذهني“ در قدرت به خاطر سپاري مطالب بسيار مؤثر است. منظور از ايجاد تداعي آن است كه بين موضوعي ديگر ارتباط برقرار كنيد تا در ذهنتان باقي بماند. تداعيهاي تصويري بسيار مؤثرتر از تداعيهاي گفتاري هستند. سعي كنيد اين تداعيها را هر چه ميتوانيد بيشتر در يادگيري خود بهكار گيريد. پس از چندي ميبينيد كه مطالبي كه اينگونه فرا گرفته ميشوند بيشتر در حافظه باقي ميمانند. يكي از روانشناسان مينويسد: ”راز يك حافظه خوب عبارت است از راز تشكيل تداعيهاي متنوع و گوناگون، با هر دادهاي كه مايليم آنرا به خاطر بسپاريم. هر تداعي، براي داده، قلابي ميشود كه به آن ميآويزد و وسيلهاي است كه آن داده را در صورتيكه در سطح نباشد، به اين ناحيه انتقال ميدهد.“ لزومي ندارد كه تداعيها طبيعي يا منطقي باشند. اگر آنها حالت مضحك و غيرعادي هم باشند، ممكن است حتي مؤثرتر واقع شوند. تداعي بايد حتماً از خود شما باشد و استفاده از تداعيهائي كه دوستانتان و ديگران بهوجود آوردهاند در مورد شما مؤثر نيست.
نكته مهم در اين نوع برقراري رابطه، اين است كه اطمينان حاصل كنيد بين كلماتي كه بايد به ذهن سپرده شوند ارتباط كامل و مطمئن برقرار شود. بهطوريكه با ذكر يك كلمه، كلمه ديگر بلافاصله به خاطر آيد.
۸. از عوامل ديگري كه بسيار در يادسپاري مطالب موثر است، ”مرور مطالب“ است. يكي از برجستهترين خصوصيات مرور صحيح تأثير افزايندهاي است كه بر كليه جنبههاي يادگيري، تفكر و حافظه دارد. كسيكه مرور نميكند بهطور مداوم تلاشي را كه براي انجام هرگونه تكاپوي يادگيري بهكار برده است نقش بر آب ميكند. و اگر به هر مطلب تازه ياد گرفته شده بياعتنا شود (مرور نكند)، آن مطلب در سطح خودآگاه باقي نمانده و لذا نخواهد توانست آنرا براي ارتباطات تازه حافظهاي بهكار برد. اما كسي كه از روش صحيح مرور مطالب استفاده ميكند، بيشتر قادر به جذب مطالب نو و جابهكار كردن آنها خواهد بود.
”اولين مرور“ بايد ده دقيقه بعد از يك دوره يك ساعته يادگيري انجام شود. اين باعث خواهد شد كه حداكثر به مدت يك روز به يادآوري مطالب در سطح بالا كمك كند. ”دومين مرور“ يك روز بعد از اولين مطالعه و به مدت ۲ تا ۴ دقيقه لازم خواهد بود. ”سومين مرور“ يكهفته بعد از اولين مطالعه و چهارمين و پنجمين مرور به ترتيب يك ماه و ۸ ماه بعد از اولين مطالعه خواهد بود. پس از اين مدت مطالب در حافظه درازمدت جايگزين خواهد شد.
۹. براي به خاطر سپردن اسامي و اصطلاحات دشوار و طولاني، كافي است حروف اول اين كلمات را انتخاب كرده و واژهاي بسازيد. بهخصوص اگر اين اسامي و اصطلاحات داراي نظم خاصي باشند.
مثلاً وظايف اصلي مديريت عبارت است از:
۱. طرحريزي (Planning)
۲. سازماندهي (Organizing)
۳. هدايت (Directing)
۴. بهكار گماردن (Staffing)
۵. هماهنگي (Coordinating)
۶. بودجهبندي (Budgeting)
كه با چسباندن حرف اول انگليسي هر مرحله، كلمه PODSCB بهدست ميآيد كه حفظ اين كلمه ميتواند مراحل ششگانه فوق را به ذهن آورد.
يا براي يادآوري سه اقيانوس بزرگ جهان، يعني اقيانوسهاي كبير، اطلس و هند، با سه حرف اول كلمات فوق، كلمه جديد ”كاه“ را بسازيد تا هم به خاطرسپاري و هم يادآوري آن آسانتر شود.
۱۰. يكي از فنون ديگر براي به حافظه سپردن مطالب، استفاده از ”كارتهاي تندخواني“ است. در اين حالت براي هر كلمه يا اصطلاح مهم كه مايليد به حافظه بسپاريد، از يك كارت تجارت جداگانه استفاده كنيد.
هر كلمه يا اصطلاح را بر روي يك كارت و تعريف يا توضيح و معاني را در پشت آن بنويسيد. كارتها را بارها مطالعه كنيد تا بتوانيد هر كلمه يا اصطلاح را به درستي تعريف كنيد.
حسن اين كارتها اين است كه كوچك و قابل حمل در كيف دستي و يا جيب كت شماست. هر روز ميتوانيد تعدادي از اين كارتها را در جيبتان بگذاريد و با خود به اين طرف و آن طرف ببريد و آنها را مرور كنيد.
۱۱. بايد دانست تكرار يكنواخت و پيدرپي، مغز را خسته ميكند و در نتيجه به شخص حالت خوابآلودگي دست ميدهد. به اين جهت بايد از طوطيوار از بر كردن و تكرار بيمعني خودداري كرد.
موضوع این مطلب : روشهای مطالعه
تعداد بازدید: 1452 |
نسخه چاپي | منبع
کلمات کلیدی: خوب به خاطر سپردن مطالب، راه استفاده درست از حافظه، به ياد سپردن مطالب